ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
990
سفرنامه شاردن ( فارسى )
بر آنان مىرود با خط روشن و كاملا نمايان بر ستارهء بخت و سرنوشتشان نوشته شده ، و معتقدند پادشاهان نيز كه بر جان و مال مردمان حاكماند مقدرات و سرنوشتشان تابع سير اجرام آسمانى است ، از اين رو اگر وقتى اخترگرى به ديدهء تحقيق و تأمل بر اصطرلاب مىنگرد ، ناقص خردى بر او وارد شود ، به التماس توام به گشادهرويى به وى مىگويد : آقا ، طالع ما را بگو ؛ كه سرنوشت و تقدير ما چيست . ساده دل كم خرد مىپندارد آنچه بر او خواهد گذشت بر صفحهء اسطرلاب نقش مىبندد ؛ خيال مىكند سرنوشت هر كس مربوط به سير اجرام فلكى است . در ايران نيز همانند اروپا معنى طالع بينى از روى جدولهاى نجومى استنباط مىشود . كور دلى و خفّت عقل نه تنها عامه ، بل كه چنان كه من ديدهام و دريافتهام بسيارى از دانشمندان را متقاعد كرده « 1 » كه هدف غايى از تحصيل علم وقوف بر احكام تنجيم است ، به سخن ديگر غرض از آموختن حساب و هندسه مقدمات تحصيل علم نجوم و توفيق يا بى در كار استخراج احكام و آثار ستارهشناسى است . ضمن تشريح كليّات علوم ايرانيان به آثار مصنفان و مؤلفان ايران اشاره كردم ، و اكنون بر آنچه گفتهام مىافزايم كه آنان به منظور مطالعهء بيشتر در علم هيأت از كتابهاى كرات تئودوزيوس ( Theodosius ) ، اتوليكوس ( Autolycus ) و منلائوس ( Menelaus ) استفاده مىكنند . آنان از نهصد سال پيش با كلمات و اصطلاحات جيب ، مماس ، قاطع ، شعاع ، و مفاهيم ديگر علم هيأت آشنايى دارند ، و آنها را در تأليفات خود به كار مىبرند . همچنين در تحقيقات مربوط به احكام سماوى و نظامات گردش كواكب از سيستم هيأت بطلميوس و پيرباك ( Purbach ) - پور باخ
--> ( 1 ) - نكوهش مكن چرخ نيلوفرى را * برون كن ز سر باد خيره سرى را برى دان ز افعال چرخ برين را * نشايد نكوهش ز دانش برى را چو تو خود كنى اختر خويش را بد * مدار از فلك چشم نيك اخترى را « ناصر خسرو » تو اى دانشى چند نالى ز چرخ * كه ايزد بدى دادت از چرخ برخ نگر نيك و بد تا چه كردى ز پيش * بيابى همان باز پاداش خويش چو از تو بود كژّى و بى رهى * گنه از چه بر چرخ گردون نهى ز يزدان شمر نيك و بدها درست * كه گردون يكى ناتوان همچو تست اسدى طوسى